[ˈaʊ̯sˌvaɪ̯tn̩]
گسترش دادن، وسیع کردن
معنی، مثال و مترادفِ ausweiten ←Die Firma will ihr Geschäft ins Ausland ausweiten.
شرکت میخواهد تجارت خود را به خارج گسترش دهد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی