[ˈaʊ̯sˌvaɪ̯nən]
گریه کردن، اشک ریختن
معنی، مثال و مترادفِ ausweinen ←Wann hast du dich in der letzten Zeit richtig ausweinen können?
آخرین بار کی توانستی دلت را خالی کنی و گریه کنی؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی