[ˈaʊ̯sˌʃtɔp͡fn̩]
شکم پر کردن، تاکردن
معنی، مثال و مترادفِ ausstopfen ←Der Jäger ließ den Fuchs ausstopfen.
شکارچی روباه را شکمپر کرد (تاکسیدرمی کرد).
Der Jäger ließ den Vogel ausstopfen.
شکارچی پرنده را تاکسیدرمی کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی