[ˈaʊ̯sˌtaɪ̯lən]
توزیع کردن، پخش کردن
معنی، مثال و مترادفِ austeilen ←Du könntest in einer Armenküche Suppe austeilen.
میتوانستی در سفرهخانهی خیریه سوپ بپاشی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی