[ˈaʊ̯sˌbʁaɪ̯tn̩]
گسترش دادن، پهن کردن
معنی، مثال و مترادفِ ausbreiten ←Wird deine Religion sich auf dem Mars ausbreiten?
آیا دینت توی مریخ گسترش پیدا میکنه؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی