سطح C2فعل

ausbreiten

گسترش دادن، پهن کردن

English: to spread out

صرف فعل ausbreiten

حال
er breitet aus
گذشته‌ی ساده
breitete aus
پرفکت
hat ausgebreitet
امری
breite aus! / breitet aus!
  • ich breite aus
  • du breitest aus
  • er/sie/es breitet aus
  • wir breiten aus
  • ihr breitet aus
  • sie breiten aus

جمله‌ی مثال با ausbreiten

  • Wird deine Religion sich auf dem Mars ausbreiten?

    آیا دینت توی مریخ گسترش پیدا می‌کنه؟

«ausbreiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.