[ˈaʊ̯sˌbʁɪŋən]
صادر کردن، انتشار دادن
معنی، مثال و مترادفِ ausbringen ←Ich würde gern einen Toast ausbringen.
دلم میخواهد یک ناننوشته (توست) بزنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی