[ˈaʊ̯sˌblaɪ̯bn̩]
محقق نشدن، نیامدن
معنی، مثال و مترادفِ ausbleiben ←Wir sind auf jedes unvorhergesehe Ereignis, das eintreten oder ausbleiben könnte, gefaßt.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی