[ˈaʊ̯fˌfaːʁən]
از جا پریدن، عصبانی شدن
معنی، مثال و مترادفِ auffahren ←Du solltest nicht so dicht auf andere Autos auffahren.
نباید اینقدر به ماشینهای دیگر نزدیک شوی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی