[ˈaʊ̯fˌfasn̩]
فهمیدن، تلقی کردن
معنی، مثال و مترادفِ auffassen ←Soll ich das als Bedrohung auffassen?
آیا باید این را تهدید تلقی کنم؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی