[aʊ̯fʔaɪ̯ˈnandɐˌtʁɛfn̩]
به هم رسیدن، روبرو شدن
معنی، مثال و مترادفِ aufeinandertreffen ←Die beiden Mannschaften treffen im Finale aufeinander.
دو تیم در فینال به هم میرسند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی