[ˈapˌʃpʁɛçn̩]
هماهنگ کردن، توافق کردن
معنی، مثال و مترادفِ absprechen ←Wir müssen die Details noch absprechen.
ما باید جزئیات را هنوز هماهنگ کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی