[ˈapˌʃpiːlən]
پخش کردن
معنی، مثال و مترادفِ abspielen ←Lässt sich die CD auf dem Gerät hier abspielen?
آیا میشود این سیدی را روی این دستگاه پخش کرد؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی