سطح B1فعل

zwingen

مجبور کردن

English: to force, compel

صرف فعل zwingen

حال
er zwingt
گذشته‌ی ساده
zwang
پرفکت
hat gezwungen
امری
zwinge! / zwingt!
  • ich zwinge
  • du zwingst
  • er/sie/es zwingt
  • wir zwingen
  • ihr zwingt
  • sie zwingen

جمله‌ی مثال با zwingen

  • Niemand zwingt dich zu bleiben.

    هیچ‌کس تو را مجبور به ماندن نمی‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«zwingen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.