سطح B2اسم

der Zwang

اجبار

English: compulsion, coercion

گرامر

آرتیکل
der
جمع
Zwänge

جمله‌ی مثال با Zwang

  • Bei Tom ist das Spielen ein Zwang.

    بازی کردن برای تام یه جور وسواس و اجبار شده.

«Zwang» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.