سطح C1فعل

bezwingen

شکست دادن، غلبه کردن

English: to conquer, to overcome

صرف فعل bezwingen

حال
er bezwingt
گذشته‌ی ساده
bezwang
پرفکت
hat bezwungen
امری
bezwinge! / bezwingt!
  • ich bezwinge
  • du bezwingst
  • er/sie/es bezwingt
  • wir bezwingen
  • ihr bezwingt
  • sie bezwingen

جمله‌ی مثال با bezwingen

  • Du kannst mich nicht bezwingen.

    نمیتوانی مرا شکست بدهی.

«bezwingen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.