تحمیل کردن
English: to impose, force on
Politiker wollen uns ihre Meinung aufzwingen.
سیاستمداران میخواهند نظرشان را به ما تحمیل کنند.
«aufzwingen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.