سطح C2فعل

aufzwingen

تحمیل کردن

English: to impose, force on

صرف فعل aufzwingen

حال
er zwingt auf
گذشته‌ی ساده
zwang auf
پرفکت
hat aufgezwungen
امری
zwinge auf! / zwingt auf!
  • ich zwinge auf
  • du zwingst auf
  • er/sie/es zwingt auf
  • wir zwingen auf
  • ihr zwingt auf
  • sie zwingen auf

جمله‌ی مثال با aufzwingen

  • Politiker wollen uns ihre Meinung aufzwingen.

    سیاستمداران می‌خواهند نظرشان را به ما تحمیل کنند.

«aufzwingen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.