سطح B2فعل

zögern

درنگ کردن، تردید کردن

English: to hesitate, to delay

صرف فعل zögern

حال
er zögert
گذشته‌ی ساده
zögerte
پرفکت
hat gezögert
امری
zögere! / zögert!
  • ich zögere
  • du zögerst
  • er/sie/es zögert
  • wir zögern
  • ihr zögert
  • sie zögern

جمله‌ی مثال با zögern

  • Tom schien zu zögern.

    تام به نظر مردد می‌آمد.

«zögern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.