سطح C2فعل

verneigen

تعظیم کردن، خم شدن

English: to bow

صرف فعل verneigen

حال
er verneigt
گذشته‌ی ساده
verneigte
پرفکت
hat verneigt
امری
verneig! / verneigt!
  • ich verneige
  • du verneigst
  • er/sie/es verneigt
  • wir verneigen
  • ihr verneigt
  • sie verneigen

جمله‌ی مثال با verneigen

  • Ich will mich vor Tom nicht verneigen.

    نمی‌خواهم در برابر تام تعظیم کنم.

«verneigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.