سطح C2فعل

verneinen

نفی کردن، انکار کردن

English: to negate, to deny

صرف فعل verneinen

حال
er verneint
گذشته‌ی ساده
verneinte
پرفکت
hat verneint
امری
verneine! / verneint!
  • ich verneine
  • du verneinst
  • er/sie/es verneint
  • wir verneinen
  • ihr verneint
  • sie verneinen

جمله‌ی مثال با verneinen

  • Er verneinte alle Vorwürfe.

    او همه اتهامات را انکار کرد.

«verneinen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.