سطح C2فعل

verbeugen

تعظیم کردن، خم شدن

English: to bow

صرف فعل verbeugen

حال
er verbeugt
گذشته‌ی ساده
verbeugte
پرفکت
hat verbeugt
امری
verbeug! / verbeugt!
  • ich verbeuge
  • du verbeugst
  • er/sie/es verbeugt
  • wir verbeugen
  • ihr verbeugt
  • sie verbeugen

جمله‌ی مثال با verbeugen

  • In Japan ist es höflich, sich zu verbeugen, wenn man jemanden trifft.

    توی ژاپن، تعظیم کردن موقع ملاقات با کسی مودبانه‌ست.

«verbeugen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.