سطح B2فعل

verlegen

شرمنده کردن

English: to embarrass

صرف فعل verlegen

حال
er verlegt
گذشته‌ی ساده
verlegte
پرفکت
hat verlegt
امری
verlege! / verlegt!
  • ich verlege
  • du verlegst
  • er/sie/es verlegt
  • wir verlegen
  • ihr verlegt
  • sie verlegen

جمله‌ی مثال با verlegen

  • Tom war verlegen.

    تام خجالت‌زده بود.

«verlegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.