سطح B2فعل

verklagen

شکایت کردن، به دادگاه کشیدن

English: to sue

صرف فعل verklagen

حال
er verklagt
گذشته‌ی ساده
verklagte
پرفکت
hat verklagt
امری
verklag! / verklagt!
  • ich verklage
  • du verklagst
  • er/sie/es verklagt
  • wir verklagen
  • ihr verklagt
  • sie verklagen

جمله‌ی مثال با verklagen

  • Ich werde Sie verklagen!

    ازت شکایت میکنم!

«verklagen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.