سطح B2فعل

verhungern

از گرسنگی مردن

English: to starve to death

صرف فعل verhungern

حال
er verhungert
گذشته‌ی ساده
er verhungerte
پرفکت
er ist verhungert
امری
verhungere! / verhungert!
  • ich verhungere
  • du verhungerst
  • er/sie/es verhungert
  • wir verhungern
  • ihr verhungert
  • sie verhungern

جمله‌ی مثال با verhungern

  • In der Not sind viele Menschen verhungert.

    در قحطی بسیاری از مردم از گرسنگی مردند.

مترادف و متضاد

مترادف

«verhungern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.