سطح C2فعل

verlagern

جابه‌جا کردن، انتقال دادن

English: to relocate, to shift

صرف فعل verlagern

حال
er verlagert
گذشته‌ی ساده
verlagerte
پرفکت
hat verlagert
امری
verlagere! / verlagert!
  • ich verlagere
  • du verlagerst
  • er/sie/es verlagert
  • wir verlagern
  • ihr verlagert
  • sie verlagern

جمله‌ی مثال با verlagern

  • Wir müssen die Möbel in das andere Zimmer verlagern.

    ما باید مبلمان را به اتاق دیگر جابه‌جا کنیم.

«verlagern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.