آشنا کردن، وصلت دادن
English: to set up, matchmake
Sie versucht, ihre Freunde zu verkuppeln.
او سعی میکند دوستانش را آشنا کند.
«verkuppeln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.