سطح C1فعل

vergießen

ریختن، تلف کردن

English: to spill, shed

صرف فعل vergießen

حال
er vergießt
گذشته‌ی ساده
vergoss
پرفکت
hat vergossen
امری
vergieße! / vergießt!
  • ich vergieße
  • du vergießt
  • er/sie/es vergießt
  • wir vergießen
  • ihr vergießt
  • sie vergießen

جمله‌ی مثال با vergießen

  • Meine Schwester begann Tränen zu vergießen.

    خواهرم شروع به اشک ریختن کرد.

«vergießen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.