سطح B2اسم

die Verhaftung

بازداشت

English: arrest

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Verhaftungen

جمله‌ی مثال با Verhaftung

  • Tom versuchte eine Verhaftung zu vermeiden.

    تام سعی کرد از دستگیری فرار کند.

«Verhaftung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.