سطح C2فعل

unterbinden

جلوگیری کردن

English: to prevent, to stop

صرف فعل unterbinden

حال
er unterbindet
گذشته‌ی ساده
unterband
پرفکت
hat unterbunden
امری
unterbinde! / unterbindet!
  • ich unterbinde
  • du unterbindest
  • er/sie/es unterbindet
  • wir unterbinden
  • ihr unterbindet
  • sie unterbinden

جمله‌ی مثال با unterbinden

  • Wir müssen das unterbinden.

    ما باید جلوی این را بگیریم.

«unterbinden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.