سطح C2فعل

vorbeugen

پیشگیری کردن، خم شدن

English: to prevent, to bend forward

صرف فعل vorbeugen

حال
er beugt vor
گذشته‌ی ساده
beugte vor
پرفکت
hat vorgebeugt
امری
beug vor! / beugt vor!
  • ich beuge vor
  • du beugst vor
  • er/sie/es beugt vor
  • wir beugen vor
  • ihr beugt vor
  • sie beugen vor

جمله‌ی مثال با vorbeugen

  • Man kann der Krankheit vorbeugen.

    می‌توان از بیماری پیشگیری کرد.

«vorbeugen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.