ناکام کردن، خنثی کردن
English: to thwart, to foil
Im letzten Moment konnten wir sein Eingreifen vereiteln.
در آخرین لحظه توانستیم دخالت او را خنثی کنیم.
«vereiteln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.