سطح C2فعل

vereiteln

ناکام کردن، خنثی کردن

English: to thwart, to foil

صرف فعل vereiteln

حال
er vereitelt
گذشته‌ی ساده
vereitelte
پرفکت
hat vereitelt
امری
vereitle! / vereitelt!
  • ich vereitle
  • du vereitelst
  • er/sie/es vereitelt
  • wir vereiteln
  • ihr vereitelt
  • sie vereiteln

جمله‌ی مثال با vereiteln

  • Im letzten Moment konnten wir sein Eingreifen vereiteln.

    در آخرین لحظه توانستیم دخالت او را خنثی کنیم.

«vereiteln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.