سطح C2فعل

unterfangen

دست زدن، جسارت کردن

English: to undertake, to dare

صرف فعل unterfangen

حال
er unterfängt
گذشته‌ی ساده
unterfing
پرفکت
hat unterfangen
امری
unterfang! / unterfangt!
  • ich unterfange
  • du unterfängst
  • er/sie/es unterfängt
  • wir unterfangen
  • ihr unterfangt
  • sie unterfangen

جمله‌ی مثال با unterfangen

  • Er unterfing sich, eine schwierige Aufgabe zu übernehmen.

    او جرأت کرد که کار دشواری را بر عهده بگیرد.

«unterfangen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.