سطح B2فعل

umsetzen

اجرا کردن، تحقق بخشیدن

English: to implement, to realize

صرف فعل umsetzen

حال
er setzt um
گذشته‌ی ساده
setzte um
پرفکت
hat umgesetzt
امری
setze um! / setzt um!
  • ich setze um
  • du setzt um
  • er/sie/es setzt um
  • wir setzen um
  • ihr setzt um
  • sie setzen um

جمله‌ی مثال با umsetzen

  • Wollen wir das so umsetzen?

    پس همین‌طور اجراش کنیم؟

«umsetzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.