تغییر، جابهجایی
English: change, conversion
Obwohl es von ihm ist, schlage ich eine Umstellung vor.
هرچند مال اوست، من پیشنهاد جابهجایی میدهم.
«Umstellung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.