قابل اجرا، عملی
English: feasible, implementable
Der Plan ist unter den gegebenen Bedingungen nicht umsetzbar.
این طرح در شرایط فعلی قابل اجرا نیست.
«umsetzbar» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.