سطح B2فعل

tolerieren

تحمل کردن، مدارا کردن

English: to tolerate, put up with

صرف فعل tolerieren

حال
er toleriert
گذشته‌ی ساده
tolerierte
پرفکت
hat toleriert
امری
tolerier! / toleriert!
  • ich toleriere
  • du tolerierst
  • er/sie/es toleriert
  • wir tolerieren
  • ihr toleriert
  • sie tolerieren

جمله‌ی مثال با tolerieren

  • Nicht jeder Magen toleriert dieses starke Medikament.

    معده‌ی هر کسی این داروی قوی را تحمل نمی‌کند.

مترادف و متضاد

«tolerieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.