سطح B2فعل

töten

کشتن

English: to kill

جمله‌ی مثال با töten

  • Der Jäger musste das verletzte Tier töten.

    شکارچی مجبور شد حیوان زخمی را بکشد.

«töten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.