سطح B2فعل

dulden

تحمل کردن

English: to tolerate

صرف فعل dulden

حال
er duldet
گذشته‌ی ساده
duldete
پرفکت
hat geduldet
امری
dulde! / duldet!
  • ich dulde
  • du duldest
  • er/sie/es duldet
  • wir dulden
  • ihr duldet
  • sie dulden

جمله‌ی مثال با dulden

  • Tom musste viel dulden.

    تام خیلی چیزها را تحمل کرد.

«dulden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.