سطح C2فعل

streuen

پاشیدن، پراکندن

English: to scatter, to spread

صرف فعل streuen

حال
er streut
گذشته‌ی ساده
streute
پرفکت
hat gestreut
امری
streue! / streut!
  • ich streue
  • du streust
  • er/sie/es streut
  • wir streuen
  • ihr streut
  • sie streuen

جمله‌ی مثال با streuen

  • Salz in die Wunde streuen.

    نمک به زخم پاشیدن.

«streuen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.