سطح B1فعل

streiken

اعتصاب کردن

English: to strike, to go on strike

صرف فعل streiken

حال
er streikt
گذشته‌ی ساده
streikte
پرفکت
hat gestreikt
امری
streik! / streikt!
  • ich streike
  • du streikst
  • er/sie/es streikt
  • wir streiken
  • ihr streikt
  • sie streiken

جمله‌ی مثال با streiken

  • Die Gnome streiken.

    گنوم‌ها اعتصاب کردن.

«streiken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.