باز کردن، پهن کردن
English: to spread, to splay
Er spreizte die Finger und zeigte auf mich.
او انگشتانش را باز کرد و به من اشاره کرد.
«spreizen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.