سطح C2فعل

spreizen

باز کردن، پهن کردن

English: to spread, to splay

صرف فعل spreizen

حال
er spreizt
گذشته‌ی ساده
spreizte
پرفکت
hat gespreizt
امری
spreize! / spreizt!
  • ich spreize
  • du spreizt
  • er/sie/es spreizt
  • wir spreizen
  • ihr spreizt
  • sie spreizen

جمله‌ی مثال با spreizen

  • Er spreizte die Finger und zeigte auf mich.

    او انگشتانش را باز کرد و به من اشاره کرد.

«spreizen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.