شیء منفجره، بمب
English: explosive device
Unweit vom Dorf ist ein Sprengkörper in die Luft gegangen.
در نزدیکی روستا، یک بمب منفجر شد.
«Sprengkörper» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.