سطح B2فعل

weiten

گشاد کردن، وسیع‌تر کردن

English: to widen, to dilate

صرف فعل weiten

حال
er weitet
گذشته‌ی ساده
weitete
پرفکت
hat geweitet
امری
weit! / weitet!
  • ich weite
  • du weitest
  • er/sie/es weitet
  • wir weiten
  • ihr weitet
  • sie weiten

جمله‌ی مثال با weiten

  • Er weitete den Schuh mit einem Schuhspanner.

    او کفش را با قالب کفش گشاد کرد.

«weiten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.