سطح B2فعل

ablegen

گذاشتن، کنار گذاشتن

English: to put down, to lay aside

صرف فعل ablegen

حال
er legt ab
گذشته‌ی ساده
legte ab
پرفکت
hat abgelegt
امری
lege ab! / legt ab!
  • ich lege ab
  • du legst ab
  • er/sie/es legt ab
  • wir legen ab
  • ihr legt ab
  • sie legen ab

جمله‌ی مثال با ablegen

  • Du musst es ablegen.

    باید آن را زمین بگذاری.

«ablegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.