[ˈʃpaɪ̯çɐn]
ذخیره کردن
معنی، مثال و مترادفِ speichern ←Ich muss die Datei auf dem PC speichern.
باید فایل را روی کامپیوتر ذخیره کنم.
Vergessen Sie nicht, das Dokument zu speichern.
فراموش نکنید که سند را ذخیره کنید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی