سطح B1فعل

spüren

حس کردن

English: to feel, to sense

صرف فعل spüren

حال
er spürt
گذشته‌ی ساده
spürte
پرفکت
hat gespürt
امری
spüre! / spürt!
  • ich spüre
  • du spürst
  • er/sie/es spürt
  • wir spüren
  • ihr spürt
  • sie spüren

جمله‌ی مثال با spüren

  • Ich kann es spüren.

    حسش می‌کنم.

«spüren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.