سطح B1فعل

spuren

حس کردن، احساس کردن

English: to feel, to sense

صرف فعل spuren

حال
er spurt
گذشته‌ی ساده
spurte
پرفکت
hat gespurt
امری
spure! / spurt!
  • ich spure
  • du spurst
  • er/sie/es spurt
  • wir spuren
  • ihr spurt
  • sie spuren

جمله‌ی مثال با spuren

  • Man spürt den Frühling in der Luft.

    بهار را در هوا حس می‌کنی.

«spuren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.