سطح A1فعل

fühlen

احساس کردن

English: to feel

صرف فعل fühlen

حال
er fühlt
گذشته‌ی ساده
er fühlte
پرفکت
hat gefühlt
امری
fühl! / fühlt!
  • ich fühle
  • du fühlst
  • er/sie/es fühlt
  • wir fühlen
  • ihr fühlt
  • sie fühlen

جمله‌ی مثال با fühlen

  • Ich fühle mich heute gut.

    امروز حس خوبی دارم.

مترادف و متضاد

مترادف

«fühlen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.