سطح B2فعل

sich wandeln

تغییر کردن / دگرگون شدن

English: to change, transform

صرف فعل sich wandeln

حال
er wandelt sich
گذشته‌ی ساده
er wandelte sich
پرفکت
er hat sich gewandelt

جمله‌ی مثال با sich wandeln

  • Das Klima hat sich stark gewandelt.

    اقلیم به شدت تغییر کرده است.

مترادف و متضاد

«sich wandeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.