سطح B2فعل

sich vorbeugen

به جلو خم شدن

English: to bend forward

صرف فعل sich vorbeugen

حال
er beugt sich vor
گذشته‌ی ساده
er beugte sich vor
پرفکت
er hat sich vorgebeugt

جمله‌ی مثال با sich vorbeugen

  • Er musste sich nach vorne vorbeugen.

    او مجبور بود به سمت جلو خم شود.

مترادف و متضاد

«sich vorbeugen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.